سخن زیبا

همیشه با به دست آوردن اون کسی که دوستش داریم

نمیتوانیم صاحبش شویم، گاهی لازمه ازش بگذریم

تا بتونیم صاحبش بشیم.

 

 

یه شب خوب تو آسمون، یه ستاره چشمک زنون، خندید و

گفت:کنارتم، تا آخرش تا پای جون، ستاره ی قشنگی بود،

آروم و ناز و مهربون، ستاره شد عشق من و منم شدم

عاشق اون، اما زیاد طول نکشید عشق من و ستاره جون،

ابری اومد ستاره رو دزدید و برد نامهربون، حالا شبا به یاد

اون،زل می زنم به آسمون، دلم می خواد داد بزنم این بود

قول و قرارمون، تو رفتی و از خودتم، نذاشتی حتی یه نشون.

 

 

می رسد روزی که مرگ عشق را باور کنی، می رسد

روزی که تنها در کنار عکس من، نامه های کهنه ام را

مو به مو از بر کنی.

 

 

همیشه ابرا می بارن اما همه عاشق ستاره ها میشن،

 مواظب باش چشمک ستاره، گریه ی ابرو از یادت نبره..

 

 

امشب شب آخره که مزاحم دلت شدم، خورشید

 فردا مال تو ببخش که عاشقت شدم، بدرقه لازم

 ندارم، خودم میرم عزیزترین، نذار بمونه زیر پا ،

 قلبمو بردار از زمین، دوستت دارم برای تو فقط

 یه حرف ساده بود، غافل از این که قلب من

منتظر اشاره بود..

 

 به یادت هستم بی هیچ بهانه ای، شاید

دوست داشتن همین باشد.

 

اگه کسی تو چشات نگاه کرد و قلبت لرزید

عجله نکن، چون ممکنه یه روز کاری با قلبت

بکنه که چشات بلرزن.

 

 

وقتی تو از عشق بی بهره هستی،

از دیگری می خواهی که آن را به تو

بدهد، در واقع تو گدایی می کنی.

دیگری نیز متقابلا از تو عشق می

طلبد. حال دو گدا دست هایشان را

بر روی یکدیگر گشوده اند، تصور کن!

 

 

سنگ در برکه می اندازم و می پندارم،

 با همین سنگ زدن ماه به هم

می ریزد، کی به انداختن سنگ پیاپی در آب،

 ماه را می شود از حافظه

ی آب گرفت؟!..

 

 

 در نهان به آنانی دل می بندیم که دوستمان ندارند

و در آشکار از آنانی که دوستمان دارند غافلیم،

شاید این است دلیل تنهایی مان..

/ 0 نظر / 5 بازدید